قاسمى حسينى گنابادى
9
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
19 - پيكار با ازبكان و كشتن محمّد شيبانى خان ؛ 20 - ماجراى امير نجم ثانى و كشته شدن او ؛ 21 - رحلت شاه اسماعيل . ( براى اطلاع بيشتر از اين موضوعات ، نك : فصل چهارم تا ششم ) . 2 - 1 شعر قاسمى در شاه اسماعيلنامه شاه اسماعيلنامه ، چنانكه پيشتر ذكر آن رفت ، اثرى است تاريخى در بحر متقارب كه شاعر كوشيده است دلاورىهاى ممدوح خود را به شعر درآورد . شعر قاسمى در اين اثر متأثّر از اسكندرنامهء نظامى است 21 ، چنانكه خود نيز به پيروىاش از استاد گنجه اشاره كرده و او را بانى اين راه دانسته است : نظامى صفت نظم را بانيم * ثناخوان اسكندر ثانيم ( 615 ) زبان قاسمى در اين مثنوى ساده و روان است . آوردن مضمونها و خيالات ظريف در اوصاف اشخاص و صحنههاى نبرد و ذكر تشبيهات ساده و پرهيز از پيچيدهگويى از ويژگىهاى اثر است . سام ميرزا 22 نيز ذوق مثنوىگويى وى را ستوده است : « همه قسم شعر مىگويد امّا در مثنوى سرآمد زمان است » . چنانكه سام ميرزا گفته است ، قاسمى در مثنوىگويى سرآمد زمان خود بود . امّا در مقايسه با اسلاف خود ، فردوسى و نظامى ، در شاهنامهسرايى و مثنوىگويى شاعرى متوسّط است . در بررسى شاه اسماعيلنامه به راحتى مىتوان از تسلّط قاسمى به « مضامين اساطيرى » ، « دينى » ، « نجومى و باورهاى كهن » و نيز دانش او به علم موسيقى پى برد . به برخى از اين مضامين اشاره مىشود : * مضامين اساطيرى - بنه جام و آور ز جمشيد ياد * كه چون داد دور سپهرش به باد ( 578 ) - رود در ركاب من افراسياب * كه حلقه به گوشش كنم از ركاب ( 1008 ) - اگر رويتن بيندم بىحجاب * كند حلقهء چشم خود را ركاب ( 1838 ) * مضامين دينى ازو تا به يونس بسى بود راه * رسيد اين به ماهى و آن يك به ماه ( 146 ) - خضر گر به اسكندر آبى نداد * من آب حياتت دهم زين سواد ( 589 )